حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
57
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
جون حديث « 1 » دير جصّ در ميان آمد ، شايد كه در بناكردن آن ، آنج روايت كردهاند كفته شود . چنين كويد كه : « در كتاب سير ملوك عجم مسطورست كه : ملك روم قومى را از عمالقه « 2 » ، از بقايآىء قوم عاد ، پيش كسرىء « 3 » انوشروان فرستاد ، و ايشان را جثّهاى بزرك ، و قامتهآىء بلند بود ، جنانج بعضى از مردم كه ايشان را خلقى « 4 » عظيم مىباشد ، تشبيه ايشان به قوم عاد مىكنند ، و مىكويند كه : جه مردم عادىاند « 5 » ؟ ! جون آن طآئفه عمالقه پيش انوشروان آمدند ، بر دست ايشان دير جصّ در راه قم ديرى بنا نهاد . و كويند كه : اين دير پيشتر از اين بزمانى بعيد « 6 » بنا نهادهاند » ، و اللّه أعلم .
--> البته « دير » در پهلوى وجود ندارد و عربى است ، اما در فارسى به معناى گنبد به كار رفته ، چنان كه « دير مينا » را شعرا به معنى فلك به كار بردهاند . معلوم مىشود كه كلمه « دير » را در دوره اسلامى به نام اين رباط افزوده بودهاند ، و شايد در دوره ساسانى نام آن « گنبد كردشير » بوده است ، تعبير « سدير » به « سه دير » از مقوله وجه اشتقاقهاى عاميانه است . ( 1 ) . سخن . ( 2 ) . در عربى عملاق ( جمع آن عمالقه ) به معناى شخص تنومند و بلند قد و قوى هيكل را گويند ، و در تفكر عاميانه سازنده بناهاى سنگى عظيم ، همچون اهرام و مدائن صالح و جز اينها را در توان انسانهايى جز بشر كنونى با جثه كوچك مىدانستند ، و ساختن آنها را به جنّ يا مردمان و اقوامى عملاق كه داراى توانائيهاى شگفتآور بودهاند نسبت مىدادهاند ، از اين رو برخى از آن اقوام به نام عمالقة مشهور گشتند . ( 3 ) . معرّب خسرو . ( 4 ) . مقصود خلقت و ساختمان بدنى آنها است . ( 5 ) . يعنى همچون مردم منسوب به قوم عاد هستند . ( 6 ) . دور .